داستان از جایی آغاز می‌شود که سر فرانسیس بیکن کتاب نو ارغنون را نوشت و در آن قاعده‌ای برای اثبات نظریه‌های علمی مطرح کرد این روش او استقرا نام داشت. استقرا قاعده‌ای است که در آن می‌توان با مشاهده‌ی چند پدیده‌ی تکراری به گزاره‌ای عام رسید و سپس به کمک قیاس آن را تعمیم داد به عنوان مثال فرض کنید که ما پس از مشاهده‌ی چند قوی سفید به این گزاره‌ی عام می‌رسیم که “قو سفید است”. این گزاره تا مدت‌ها درست به نظر می‌رسید تا زمانی که جانورشناسان در استرالیا به گونه‌ای قو برخوردند که سیاه رنگ بود.

نسیم نیکلاس طالب نویسنده‌ی کتاب، قوی سیاه را متناظر با پدیده‌هایی می‌داند که به مدل‌های ما وارد نمی‌شوند زیرا که وقوعشان را نادر می‌پنداریم اما زمانی که رخ بدهند باعث فروپاشی مدل‌های ما از واقعیت و موجب زیان‌های اجتناب‌ناپذیر می‌گردند.

در سال ۲۰۰۸ یک  قوی سیاه واقعی تاثیرگذار،  یعنی بی‌اعتبار شدن وام‌های مسکن رخ داد. پدیده‌ای که در ابتدا بسیار نادر می‌نمود اما با وقوعش بانک‌های بزرگ جهان را تا مرز فروپاشی برد.

از نظر نویسنده دو جهان میانستان و کرانستان وجود دارد. در میانستان مدل‌های ما همواره پاسخگوی نیازهای ما هستند و حتی اگر پدیده‌ای نادر رخ می‌دهد تاثیری در نتایج کلی مدل ما ندارد‌. در واقع مکانی مناسب برای کاربرد نمودار نرمال است اما برعکس در کرانستان، قوهای سیاه به تواتر ظاهر می‌شوند در نتیجه باید در کرانستان همواره به دانسته‌های خود مشکوک باشیم و آن ها را بهبود ببخشیم. او بر این باور است که پس از اختراع دستگاه چاپ و ظهور پدیده ی اینترنت جهان ما هر دم به سوی کرانستان شدن و بالنده شدن نزدیک می‌شود.

به عنوان پدیده‌های میانستانی فرض کنید می‌خواهیم قد و وزن یک جامعه ی ۱۰۰۰ نفره را بسنجیم از آنجایی که بلندی انسان حدی دارد و حتی در صورت وقوع، تاثیر چندانی بر میانگین جامعه ندارد ،می‌توانیم از نمودار نرمال برای توصیف این جامعه بهره ببریم اما در توزیع دارایی‌های این ۱۰۰۰۰ نفر چه؟ تنها وجود یک بیل گیتس لازم است تا میانگین جامعه را نسبت به بقیه افراد جامه‌ی  آماری بیگانه کند.

یک مثال دیگر فرض کنید نویسنده‌ای در هزار سال پیش تصمیم داشت نوشته‌های خود را منتشر کند. او مجبور بود به ازای هر نسخه کتاب خود را از ابتدا تا انتها رونویسی کند با اختراع چاپ دیگر لازم به رونویسی نبود اما حمل و نقل کتب برای انتشار کتاب محدودیت ایجاد می‌کرد اما با با وجود پدیده‌ی اینترنت یک متن ممکن است، بی هیچ محدودیتی میلیون‌ها بار دیده شود و این یعنی کرانستانی‌تر شدن دنیای ما.

البته نویسنده‌ی  قوی سیاه ، مخاطبان خود را چنین سر در گم رها نمی‌کند و در فصل پایانی کتاب راه‌هایی برای “کبود” کردن این قوهای سیاه ارائه می‌کند. برای دانستن پاسخ پرسش “چگونه می‌توان در این جهان بالنده زیست؟”

توصیه می‌کنم کتاب را بخوانید.

این مطلب را می‌توانید از اینجا دانلود کنید.