چرا کسب و کارها به مدیر بخش رفتاری (Chief Behavioral Officer) نیاز دارند؟

اقتصاد رفتاری بر این فرض استوار است که انسان‌ها تمامیتی عقلانی نیستند و از طریق تعامل با محیط اطراف خود، یاد می‌گیرند.

 در چند سال گذشته، به‌خصوص از زمان مطرح‌شدن نظریه تلنگر توسط ریچارد تیلر در سال ۲۰۰۹، علاقه‌مندی فزاینده‌ای (http://yon.ir/ovicx) توسط کسب و کارها برای بکارگیری علوم رفتاری و تعریف نقش جدیدی در سازمان خود تحت  عنوان Chief Behavioral Officer به‌وجود آمده است. اما یک CBO دقیقا چه کار می‌کند؟

این شاخه از دانش، اخیرا مورد توجه کسب و کارها، به‌خصوص در بخش بازاریابی، در سراسر دنیا قرار گرفته است. روان‌شناسی مصرف‌کننده و اقتصاد رفتاری، می‌توانند بینش‌های ارزشمندی در مورد شیوه تصمیم‌گیری، تفکر و قضاوت مشتری فراهم کنند.  ‎

به طور کلی یک CBO به شناسایی اهداف و چالش‌هایی از یک کسب و کار بر پایه یافته های علوم رفتاری کمک می کند. با اتکا بر دانش گسترده خود از شیوه تصمیم‌گیری، تفکر و قضاوت انسان، CBO فاصله میان یافته‌های علمی و کابردی‌کردن آن‌ها را با تلفیق یافته‌های علوم رفتاری در استراتژی‌های بازاریابی و کسب و کار پر می‌کند.

 چرا کسب و کارها به یک CBO نیاز دارند؟

به همه ما از کودکی یاد داده شده است که به‌دنبال پاسخ‌ سوال‌هایمان برویم. حال در بزرگسالی و در مقام یک کسب و کار با سوالات متعددی درباره شیوه تصمیم‌گیری مشتریان‌مان روبه‌رو هستیم: آیا مخاطبین مورد هدف‌مان به این تبلیغ پاسخ می‌دهند؟ آیا فروشگاه اینترنتی خود را می‌توانیم طوری طراحی کنیم که نرخ تبدیل بالاتری داشته باشیم؟ شیوه تعامل‌مان با مشتری‌مان چگونه باید باشد؟ آیا می‌توانیم پیام‌هایی طراحی کنیم که اثرگذاری بیشتری بر مخاطبین‌مان داشته باشد؟

این‌ها دقیقا سوالاتی هستند که یک CBO می‌تواند با روش  علمی، که عمدتا مبتنی بر اجرای آزمایش‌های مختلف است، به پاسخ آن‌ها بپردازد. نقش ایده‌آل یکCBO، شامل تعادلی  میان علوم رفتاری و علوم داده  (#Data_Science) است که بین این دو حوزه رفت و آمد زیادی دارد.

 

پاسخ دادن