طراحی سیاست‌های زیست‌محیطی با رویکرد رفتاری (قسمت اول)

تحقیقات اقتصادی رفتاری نقش مهمی در اطلاع رسانی به سیاست‌گذاران در حوزه‌های بهداشت، بازار کار، بازار مصرف و امور مالی شخصی ایفا کرده‌اند.

برخی از مراکزی که به‌صورت متمرکز این حوزه دانشی را در اختیار سیاستگذاران قرار می‌دهند تا در طراحی سیاست‌های کارآتر مورد استفاده قرار گیرد، مکانیسم‌هایی را برای اثرگذاری و تشویق مردم به مسائل زیست‌محیطی معرفی کرده‌اند که در ادامه به تشریح آنها می‌پردازیم.

🔹روش‌های مورد استفاده در تحقیقات اقتصاد رفتاری شامل آزمایشات آزمایشگاهی و میدانی است که گاهی اوقات هزاران نفر را مورد تحلیل و بررسی قرار می‌دهد. مزایای استفاده از چنین روش‌هایی این است که نتایج آنها توسط کسانی که متخصص نیستند هم به راحتی قابل تفسیر است (به‌عنوان مثال، آنها نیازی به مدل‌سازی نظری پیچیده ندارند) و در عین حال، یک روش معتبر علمی برای آزمون اثربخشی، هزینه‌ها و پذیرش عمومی ابزارهای سیاستی نوآورانه است.

🔹در حوزه محیط زیست، اقتصاد رفتاری می‌تواند به دو طریق در سیاست‌گذاری عمومی مورد استفاده قرار گیرد: (الف) بهبود هزینه-فایده با استفاده از ایجاد تغییرات روش‌شناختی در روش‌های قیمت‌گذاری غیربازاری و (ب) بهبود و ایجاد سازوکارهای سیاستی برای اثرگذاری بر رفتارهای زیست‌محیطی.

🔹اکثریت تحقیقات اقتصاد رفتاری در سیاست‌گذاری زیست محیطی در حال‌حاضر بر قیمت‌گذاری غیربازاری تمرکز دارد. شاید مهم‌ترین بینش در اینجا مربوط به ارزیابی اقتصادی ریسک و سرمایه‌گذاری در پروژه‌هایی است که هزینه‌ها و فایده‌های آنها در آینده دور اتفاق می‌افتد. علاوه بر این، اقتصاد رفتاری ماهیت مسائل مختلفی همچون سوگیری‌های تفکر را روشن کرده و نیز نشان داده است که «تمایل به پذیرش» با «تمایل به پرداخت» موضوعات یکسانی نیستند. این موضوعات پیامدهای مهمی برای ارزیابی کالاهای غیربازاری دارد و در نتیجه می‌تواند یک تنظیم بهینه برای سیاست‌های سخت‌گیرانه‌ای باشد که در حوزه محیط‌زیست استفاده می‌شود. با این حال ما در این نوشتار بر کاربردهای علوم رفتاری در طراحی سیاست‌های مختلف می‌پردازیم.

🔹به منظور اطمینان از این موضوع که سازوکارهای هر سیاست، تاثیرات موردنظر خود را به همراه دارد، به کاربست سیاست‌های بیشتری نیاز داریم تا بتوانیم به این سوال پاسخ دهیم که چگونه پاسخ‌ها و نگرش‌های افراد نسبت به یک موضوع زیست‌محیطی خاص از آنچه که نظریات اقتصاد متعارف پیش‌بینی می‌کنند، متفاوت است. این موضوعی است که به تازگی برخی از سیاستگذاران در ایران نیز به آن به‌عنوان یک عامل بالقوه برای شناخت و بررسی بیشتر توجه کرده‌اند.

🔹ناهنجاری‌های رفتاری را می‌توان با عواملی نظیر عقلانیت محدود، ریسک‌گریزی، تمایل به حفظ وضعیت موجود، صورت‌بندی شناختی، وابستگی به زمینه، حسابداری ذهنی و مفاهیم دیگر توضیح داد. بینش‌های اقتصاد رفتاری به احتمال زیاد به نفع سیاست‌گذاری زیست‌محیطی است، زیرا انتخاب‌هایی که دلالت‌های زیست‌محیطی قابل‌توجهی داشته باشد، پیامد مجموعه پیچیده‌ای از انگیزه‌هاست. در واقع، تصمیمات مرتبط با موضوعات زیست‌‌محیطی اغلب نیازمند بررسی همه‌جانبه عوامل بیرونی (مانند مسائل مالی)، درونی (مانند انگیزه‌های درونی) و اجتماعی (مانند هنجارها) است. نوشتار حاضر با هدف بیان برخی از پیامدهای اصلی سیاست‌ها در زیرمجموعه‌ای از حوزه‌های سیاست‌گذاری خاص است که در آن بسیاری از این نابهنجاری‌های آشکار اهمیت دارند…

🔹با توجه به آزمایش‌های آزمایشگاهی و میدانی انجام شده در سراسر دنیا، در نظر گرفتن ابعاد زیر پیشنهاد می‌شود:  آیا ارجاع و فشار همتایان می‌تواند یک مکمل برای ابزارهای سیاست‌گذاری «سخت» باشد؟ به‌عنوان مثال آیا می‌توان با ارائه اطلاعاتی در مورد مصرف انرژی در جامعه خانگی بر گزینه‌های مصرف تاثیر گذاشت؟ شواهدی وجود دارد که برخی از انواع درخواست‌های کم هزینه می‌تواند به‌طور قابل‌توجهی بر رفتارهای زیست‌محیطی نظیر حفظ انرژی (مثلا نامه‌هایی به خانوارها نشان دهد که مصرف انرژی آنها نسبت به میانگین افراد محله آنها چگونه بوده است) تاثیر بگذارد.

🔹جالب است بدانید که این تجدیدنظرها و تغییرات در نامه‌ها تاثیرات متفاوتی بر افراد گذاشته است، نسبت به حالتی که اطلاعات مربوط به روند مصرف خود افراد به آنها ارائه شده است. حتی اگر قدر مطلق چنین اطلاعاتی بزرگ نباشد، ممکن است زمانی با پیوستن به یک ابزار سیاستی «سخت‌تر» در زمان اجرا، مانند راه‌اندازی ابزارهای اندازه‌گیری هوشمند، تاثیر بسزایی داشته باشد، نسبت به حالتی که در آن همان سیاست «سخت» به تنهایی اجرا شده است. آزمودن این موضوع نیاز به همکاری با وزارت نیرو و ارائه‌دهندگان برق دارد که در چند سال آینده از این چنین دستگاه‌های هوشمندی استفاده می‌کنند.

ادامه دارد…

مترجم: ثآرا سادات میران

پاسخ دادن