نرخ ارز و دام غفلت از نرخ پایه در سرمایه‌گذاری چیست؟

اگر به شما بگویند قیمت جهانی طلا افزایش پیدا خواهد کرد اولین گزینه‌ای که به ذهنتان خطور می‌کند چیست؟(می‌توانید این سوال را از اطرافیانتان بپرسید)

چندماه پیش بود که با یکی از دوستان راجع به وضعیت آینده قیمت جهانی طلا صحبت می‌کردیم و جمعبندی‌مان این بود که قیمت جهانی رو به افزایش خواهد بود. حدس ما این بود که با نرخ ملایمی افزایش قیمت اتفاق بیفتد. آن زمان قیمت طلای جهانی به ازای هر اونس ۱۲۰۰ دلار بود و نرخ دلار هم ۱۳هزار و پانصد تومان بود.

دوستم پرسید بنابراین سرمایه‌گذاری در طلا گزینه مناسبی است؟ و پاسخ من این بود که اگر فرض کنیم احتمال افزایش نرخ به بالاتر از ۱۳۵۰۰با احتمال کاهش آن برابر باشد، بنابراین با روش ارزش انتظاری، به طور متوسط بازدهی این سرمایه‌گذاری مثبت خواهد بود، بخصوص که بازدهی کل بصورت حاصلضرب رشد دو نرخ است.

آن شخص بلافاصله اقدام به خرید طلای آبشده کرد، اما بلافاصله بعد از خرید او، نرخ ارز شروع به کاهش کرد.  افق سرمایه‌گذاری او کوتاه‌مدت بود و او در کوتاه‌مدت ضرر کرد. این کاهش باعث شد او مجبور شود بین دو گزینه گیر بیفتد: ۱- یا با ضرر دارایی‌اش را بفروشد یا ۲- نقدینگی‌اش در طلا محبوس بشود.

سوگیری‌های رفتاری متعددی را می‌توان در ضرر کردن او موثر دانست، اما مهمترین سوگیری، غفلت از نرخ پایه(Base Rate Neglect) بود.

آنچه که در سرمایه‌گذاری روی بسیاری از دارایی‌ها از جمله طلا در ایرانِ دوران تحریم و آن هم در کوتاه‌مدت اهمیت بیشتری دارد نرخ ارز است؛ هم از نظر بازدهی و هم از نظر ریسک.

دوستمان زمانی که نرخ دلار تا ۱۰هزار تومان ریزش کرد ولی اونس طلا در حد چنددلار بیشتر افزایش نداشت حدود ۳۰درصد در زیان بود و دچار هراس شده بود و آن زمان بود که قصد داشت طلا را بفروشد و اگر کمک دوستانش نبود احتمالا طلایش را در کف قیمت فروخته بود. به عبارتی، چنانچه قبلا «طمع» باعث شده بود طلا بخرد، نزدیک بود «ترس» آخرین ضربه را به او بزند!

الان که قیمت اونس به بیش از ۱۳۰۰ افزایش پیدا کرده(یعنی ۸ درصد رشد)، علی‌رغم اینکه قیمت دلار دوباره به حدود ۱۲ هزار تومان برگشته هنوز به نقطه سربه سر نرسیده است! یعنی علی‌رغم اینکه پیش‌بینی در مورد افزایش نرخ طلای جهانی درست بود، اما «نرخ پایه» و اصلی نرخ ارز بود و نباید بررسی دقیق‌تر آن مورد غفلت واقع می‌شد.

یکی از کتاب‌های مشهور در حوزه مالی رفتاری عنوانش «فراتر از ترس و طمع»(Beyond Fear and Greed) است. یکی از اهدافِ دانش مالی رفتاری اصلاح تصمیمات ما در بازارهای مالی است. اگر راهنمایی دیگر دوستان با تجربه نبود دوستمان نزدیک بود تحت تأثیر ترس، دارایی‌اش را در کمترین قیمت ممکن به فروش برساند!! هنر ما در سرمایه‌گذاری‌هایمان این است که سوگیری‌های رفتاری مختلف باعث نشوند از مسیر بهینه دور بشویم و اگر قصد سفته‌بازی داریم در کمترین قیمت خریداری کنیم و در بیشترین قیمت به فروش برسانیم.

غفلت از نرخ پایه یعنی توجه بیش از حد به اطلاعاتی که خاص( و جلب توجه‌کننده) هستند و نادیده گرفتن اطلاعاتی که مهم‌تر هستند ولی به آن‌ها عادت کرده‌ایم. می‌توان این سوگیری را یک حالت خاص از سوگیری نمایندگی(Representativeness) دانست.

✍🏼مصطفی نصراصفهانی

پاسخ دادن