در مطالعه جالبی در دانشگاه میشیگان، به دانشجویان روانشناسی یک متن دفاعیه از یک متهم دادند و از آنها خواستند که با مطالعه متن، قضاوت کنند که تا چه حد متهم را گناهکار می دانند.

اما هدف از مطالعه، بررسی میزان تاثیر پیشفرض‌های ذهنی یا کلیشه‌ها (stereotypes) بود. لذا دانشجویان را به دو گروه تقسیم کردند: دسته اول اسم متهم را «رابرت گارنر» گذاشتند و دسته دوم اسم متهم را «روبرتو گارسیا» (که بیشتر تداعی کننده یک اسم آمریکای لاتینی است)، در حالی‌که تمامی متن دفاعیه کاملا یکسان بود.

نتیجه جالب این بود که اگر این بررسی در ساعتهای ابتدای صبح انجام می شد، تفاوتی بین قضاوت دو گروه دیده نمی شد. اما اگر قضاوت در ساعتهای ابتدای بعد از ظهر انجام می شد، معمولا «رابرت گارنر» کمتر از «روبرتو گارسیا» گناهکار شناخته می شد. یعن قضاوتهایی که در ساعتهای بعد از ظهر صورت گرفته بود بیشتر متاثر از پیشفرضهای ذهنی بود تا تحلیل منطقی واقعیتها.

۱. زمانهای طلایی برای قضاوتهای طلایی: بعضی از تصمیمات ما طلایی هستند، یعنی سرنوشت سازند و تاثیرات مهمی بر زندگی ما و دیگران دارند. تصمیم یک مدیر در تدوین استراتژی شرکت، تصمیم به استخدام یا اخراج یک پرسنل، تصویب یک قانون، تصمیم به ادامه تحصیل یا ترک تحصیل، تصمیم یک پزشک برای انجام عمل قلب بر روی یک بیمار. این تصمیمات را بایستی در زمانهای طلایی بگیریم. زمانهایی که امکان بهره گیری از تفکر منطقی و دقیق بیشتر است.

۲. تست کردن پیش فرضها، درست پیش از نهایی کردن تصمیم: فرض کنید که می‌خواهیم به درخواست یک ارباب رجوع برای دریافت وام ازدواج، پاسخ منفی بدهیم. درست قبل از اینکه تصمیم را نهایی کنیم چند تست ساده انجام دهیم: «اگر این فرد از آشنایان ما بود هم این پاسخ را می.دادیم؟» «اگر این فرد با ظاهر آراسته‌تری پیش ما می آمد باز هم این پاسخ را می‌دادیم؟» «اگر این فرد تحصیلات بالاتری داشت، باز هم همین پاسخ را می‌دادیم؟» این تست ها به ما کمک می‌کنند تا میزان تاثیر پیشفرضهای ذهنی و اجتماعی را بر تصمیمات خودمان کشف کنیم. خیلی وقتها یک تصمیم حرفه‌ای‌تر زندگی یک نفر  را می‌تواند نجات دهد!

منبع:

Bodenhausen, G. V. 1990. “Stereotypes as Judgmental Heuristics: Evidence of Circadian Variations in Discrimination,” Psychological Science (1:5), pp. 319-322.

 

🖊نویسنده: محمد حسین رضازاده مهریزی، استاد دانشگاه