اصطلاح tit for tat را در انگلیسی زمانی به کار می‌رود که اقدامی تلافی‌جویانه و متناظر با یک اقدام شخصی دیگر انجام دهند. مثلا وقتی کسی به شما سیلی بزند.

اما این چه ربطی به اقتصاد و اقتصادِ رفتاری دارد؟ این استراتژی، یک مکانیزم نظریه بازی‌ها است که در بازی تکرارشونده «معمای زندانی»(itterative prisoner’s dillema) به عنوان بهترین استراتژی شناخته می‌شود. معمای زندانی یک مثال کلاسیک در نظریه بازی‌هاست که در آن دو نفر مظنون توسط پلیس دستگیر شده‌اند.

اگر یکی از مظنونین علیه دیگری شهادت دهد و مظنون دیگر سکوت را ترجیح دهد، در این حالت مظنون اول آزاد و دیگری به ده سال حبس محکوم می‌شود. اگر هر دو سکوت در بازجویی را انتخاب کنند هر دو زندانی در زندان تنها برای یکسال حبس خواهند کشید و اما اگر هر دو علیه دیگری شهادت دهند باید هر کدام به مدت ۳ سال حبس بکشد. هر زندانی باید بین خیانت و سکوت یکی را انتخاب کند و هر کدام از آنها نمی‌داند که دیگری کدام راه را انتخاب می‌کند. «تعادل نش» این بازی و آنچه در عمل اتفاق می‌افتد چیزی نیست که مطلوب باشد یا بقول اقتصاددانان «بهینه پَرِتو» باشد.

◽️فارغ از بحث‌های تکنیکی مربوط به بازی زندانی، رابرت اکسلرود(از بنیانگذاران مدلسازی مبتنی بر عامل) حدود سالهای ۱۹۸۰ مسابقه‌ای برگزار کرد و از شرکت‌کنندگان خواست که در بازی تکرارشونده معمای زندانی یک استراتژی انتخاب کنند. برنده این مسابقه، کسی بود که قاعده tit for tat را انتخاب کرده بود. استراتژی برتر اینگونه بود که شخص در مرحله اول اعتماد می کند اما در مراحل بعدی عینا رفتار مرحله قبل رقیبش را تکرار می‌کند. برتری این استراتژی امروزه با شبیه‌سازی‌های رایانه‌ای مبتنی بر عامل هم تصدیق می‌شود.

⭕️رهیافت دینی به مسئله: شنیده‌ایم که در دین مسیحیت گفته می‌شود اگر کسی یک سیلی به گوش راستت زد، گوش چپت را هم در اختیار او بگذار تا به آن سیلی بزند. از طرف دیگر در قرآن می‌خوانیم: «فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل مااعتدی علیکم»: پس هر کس برشما ستم کرد شما هم به همان اندازه که بر شما ستم کرد بر ایشان ستم کنید. با استناد به این آیه به نظر می‌رسد استراتژی tit for tat با آموزه‌های اسلامی سازگاری داشته باشد.

⭕️⭕️جمع‌بندی:

اگر در بازی تکراری معمای زندانی قرار گرفتید و بدنبال یک استراتژی عاقلانه (و نه عاشقانه) هستید، استراتژی tit for tat را انتخاب کنید. امّا پیش‌فرض‌های تحلیل(مثل نامعلوم بودن رفتار رقیب) و البته پویایی‌های روانی و اجتماعی (مثل اثرپذیری استراتژی رقیب از جنبه‌های روانی-اجتماعی) را هم در نظر داشته باشید.

استراتژی «این به اون دَر»(Tit for tat)

نقدهایی به این موضوع وارد شده است که بسیاری از آیات و روایات تجویز می‌کنند که بدرفتاری دیگران را به نیکی پاسخ بدهید. مثلا در یکی از آیات قرآن می‌خوانیم: «یدرءون بالحسنة السیئة» یعنی «مومنان بدی را با نیکی پاسخ می‌دهند» و یا آیه «و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما» یعنی «و وقتی جاهلان آنها را مورد خطابی زشت قرار دادند رفتاری متین و بزرگوارانه از خود بروز می‌دهند». و از این دست احادیث و آیات بسیار می‌توان پیدا کرد.

◽️پاسخی که به این انتقادات داده شده است این است که توصیه نهایی را با دقت دوباره مطالعه کنند:

«اگر در بازی معمای زندانی تکراری قرار گرفتید و بدنبال یک استراتژی عاقلانه (و نه عاشقانه) هستید، استراتژی tit for tat را انتخاب کنید. امّا پیش‌فرض‌های تحلیل(مثل نامعلوم بودن رفتار رقیب) و البته پویایی‌های روانی و اجتماعی (مثل اثرپذیری استراتژی رقیب از جنبه‌های روانی-اجتماعی) را هم در نظر داشته باشید.»

◽️بنابراین ذکر شده که برای اتخاذ استراتژی مذکور باید:

۱- اولا مطمئن باشید که نوع بازی از جنس «معمای زندانی» « تکراری » است و شما در آن «قرارگرفته‌اید». مثلا وقتی یک بازی تکرارشونده نیست ممکن است بهترین استراتژی متفاوت باشد. یا ممکن است شما بتوانید از ادامه بازی انصراف بدهید! در اینحالت‌ها دیگر استراتژی مذکور بهترین گزینه نیست.

۲-ثانیا در نظر داشته باشید که پیش‌فرض‌های بازی برقرار باشد. مثلا وقتی شما قواعد رفتاری رقیب را می‌دانید به احتمال زیاد می‌توانید استراتژی‌های بهتری را پیدا کنید.

۳-ثالثا پویایی‌های روانی و اجتماعی را باید در نظر بگیرید. وقتی در ادبیات دینی گفته می‌شود بدی را با نیکی پاسخ بدهید(عاتب اخاک بأداء الاحسان الیه) فلسفه‌اش این است که شما با اینکار می‌توانید استراتژی رقیب را تغییر بدهید(پویایی‌های روانی) و یا می‌توانید به روش‌های خلاقانه‌ای از طریق محیط، ساختار بازی و یا رفتار رقیب را تغییر بدهید(پویایی‌های اجتماعی).

◽️در نهایت اینکه حتی در بطن همین استراتژی tit for tat هم نگاه مثبت وجود دارد: شما در دور اول بازی مثبت‌اندیشانه همکاری می‌کنید و فقط در مورادی که رقیب خیانت می‌کند تلافی می‌کنید. چنانچه امام حسین(ع) هم در حوادث محرم ۶۱ فرمودند: «ما شروع کننده جنگ نیستیم».

در عمل، کارکرد تلافی کردن هم علاوه بر جلوگیری از ضرر بیشتر، نوعی «آموزش» و «یادگیری» است که در اقتصادتکاملی مفهومی کلیدی به حساب می‌آید.